FANDOM


جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح، فیلم سینمایی سال ۱۹۹۹ در ژانر اپرای فضایی می‌باشد که کارگردان و فیلم‌نامه نویس آن جورج لوکاس است. این فیلم، چهارمین فیلم از مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان بوده و از لحاظ ترتیب زمانی وقایع داستان، اولین فیلم می‌باشد.

تهدید شبح، شانزده سال پس از سومین فیلم این سری، جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای، در تاریخ ۱۹ مه ۱۹۹۹، اکران شده است. لوکاس زمانی که دریافت، جلوه‌های ویژه به آن حد از پیشرفت که او برای ساخت فیلم خود در نظر داشت، رسیده است، شروع به ساختن فیلم نمود. فیلمبرداری آن در سال ۱۹۹۷ در نقاط مختلفی مثل استودیو لیوِسدن (Leavesden Film Studios) و صحرای تونس انجام شد و اکران فیلم با پوشش گسترده رسانه‌ها و پیش بینی های بزرگ همراه بود. با وجود نقدها و ارزیابی‌های متفاوت از منتقدان، فیلم به فروش جهانی ۹۲۴٫۳ میلیون دلار دست یافت و اکنون پرفروش‌ترین فیلم مجموعه جنگ ستارگان (سومین فیلم پرفروش مجموعه با احتساب نرخ تورم) و هشتمین فیلم پرفروش دنیا به‌شمار می‌رود.
Star Wars Phantom Menace poster.jpg

ماجرای فیلم

فدراسیون تجاری، رفت‌و‌آمد به سیاره صلح‌طلب نابو را به منظور حل یک منازعه تجاری کهکشانی مسدود کرده‌است. صدراعظم والوروم، رئیس مجلس سنای جمهوری کهکشانی به طور محرمانه دو شوالیه جدای به نامهای کوای‌گان جین و شاگرد او اوبی‌وان کنوبی را به منظور ملاقات با فدراسیون تجاری و حل بحران به آنجا می‌فرستد، غافل از اینکه فدراسیون تجاری با یک لرد سیت مرموز، دارت سیدیوس هم‌پیمان گشته که به آنها دستور داده است تا با ارتش عظیم درویدهایشان به نابو حمله کرده و دو شوالیه جدای را به قتل برسانند. کوای‌گان و اوبی‌وان از مهلکه گریخته و با پنهان شدن در یکی از سفینه‌های جنگی فدراسیون به سطح سیاره نابو می‌روند. آنها به یکی از گونگن‌ها (تیره‌ای از موجودات محلی سیاره) به نام جارجار بینکز برخورد می‌کنند که از شهر زیستگاه همنوعانش در زیر دریا، تبعید شده است. جارجار که کوای‌گان، جان او را از یک خطر کشنده نجات داده است به توصیه او می‌پذیرد تا برای در امان ماندن از حمله فدراسیون و کمک به شوالیه‌های جدای، آنها را به شهر خود ببرد. در همین زمان فدراسیون تجاری، ملکه آمیدالا رهبر نابو را به اسارت می‌گیرد. کوای‌گان با به کار بردن حقه فکری جدای‌‌ها و یک زیردریایی که گونگن‌ها به او داده‌اند به همراه شاگردش و جارجار به پایتخت نابو رفته و ملکه و گارد امنیتی او را نجات می‌دهد. سپس آنها نابو را به مقصد سیاره کوروسانت، مرکز جمهوری کهکشانی، ترک می‌کنند تا از سنا کمک بخواهند. هنگام گریز، سفینه آنها توسط یکی از سد راه‌های فدراسیون مورد اصابت قرار می‌گیرد، یک دروید (کارگر ماشینی) با کد «آر تو دی تو» سپر محافظتی سفینه را با موفقیت تعمیر می‌کند اما در نتیجه آن ضربه، هایپردرایو سفینه نیز از کار افتاده است. آنها برای تعمیر سفینه، به ناچار در سیاره‌ای دور از مرکز و بیابانی به نام تاتویین فرود می‌آیند. هنگام جستجو برای قطعات مورد نیاز سفینه، کوای‌گان و پَدمه (یکی از خدمتکاران ملکه)، با «آناکین اسکای‌واکر» پسر بچه‌ای نه ساله که برده یک دکّان‌دار و دلال اجناس اوراق به نام واتو است و مهارت خاصی در خلبانی و ماشین‌آلات دارد، دوست می‌شوند. ...

منابع

Ad blocker interference detected!


Wikia is a free-to-use site that makes money from advertising. We have a modified experience for viewers using ad blockers

Wikia is not accessible if you’ve made further modifications. Remove the custom ad blocker rule(s) and the page will load as expected.

در اطراف شبکهٔ ویکیا

ویکی تصادفی